
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
نمیدانم تو را در ابـر دیم؟ یا كجا دیـدم به هرجایی كه رو كردم فقط روی تو را دیدم تو را درمثنوی، درنی، تو را درهای و هو، درنی تـو را در بند بـندِ نالههـای بی صـدا دیدم تو مانند ترنم، مثل گل، عین غزل بودی تـو را شكل توسل، مثل ندبه،چون دعا دیدم دوباره لـیـلة الـقدر آمد و شوریـدگیهایم تب شعر و غزل گل كرد و شور نینوا دیدم شب موئیدن شـب آمد و موئـیدن شاعـر شكـستم در خودم از بس كه باران بلا دیدم صدایت كردم و آئیـنهها تابـید در چشمم نـگـاهـم را به دالانِ بهـشـتی تازه وا دیدم نگاهم كردی و باران یکریـزِ غزل آمـد نـگـاهت كردم و رنگین كمانی از خدا دیدم تو را درشمعها، قـندیلها، در عود، در اسپند دلـم را پَـرزنـان در حـلـقۀ پروانـهها دیدم تو را پـیچیده درخون، درحریر ظهرعاشورا تـو را در واژههـای سبز رنگ ربّـنا دیدم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسین علیه السلام
ای شرار غـمت از دايـره خاك حـسيـن شـعلـه انـداخـته در دامـن افـلاك حسين بـرقـی از آتـش داغ تـو نـمـی گـردد کـم انس و جان را بود ار ديده نمناك حسين روز محشر به شفاعت نکنی گر تو نظر باشـد آنروز حساب همگان پـاك حسين چاك چاك است دل عالم و آدم كه تو را بـوريـا شـد كفـنِ پيـكرِ صد چاك حسين حَرَمَت كعبه عشق است و در آن موج زند خون هـفتاد ودو تن عاشق بی باك حسين آه از آن دم كه زدی پای شهادت به ركاب گِرد تو پرده گيان دست به فتراك حسين زان مـيان دخـتر آزاده وزيـنب مَنِـشَـت ناله زد از دل خونين وعطشناك حسين كای پدر گر كه شود باز بگردان ما را بــه جـوارِ حـرمِ سـيــد لــولاك حـسـيـن رفتی و پشت سرت اهل حرم ناله كنان رفـتـي وپـيش رخت لشگرسـفّاك حسين رفـتـی و اهـل حرم بـاز نـديـدند رُخـت تا كه دیدند تو را با تن صد چاك حسين حــاصـل عــمر مؤيـّـد زغــم عـاشـورا دل غـمـنـاك شـد و ديـده نـمـناك حسـين
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
بـوی دود ربـنـایـی سـوخـتــه می وزد در خـیمه هایی سوخته دیده ام در قاب زنجـیری سیاه عـکـس های کـربلایی سوخـته یک نفـر دارد میان کـعـبه اش می نـهـد سنگ بـنـایی سـوخته آه ای دریـای بی احـساس آی آب می خواهد صدایی سـوخته کشتی ایی افتاده درامواج دود در کـنـارش ناخـدایی سـوخته کـاروان شـعـلـه دارد می رود در پی اش دامان و پایی سوخته در پی عـمامـه ای خاکـسترین می رود آل عــبـایـی سـوخـتـه آی جـبــرائـیل بالـت را بـپای هست این غار حرایی سوخته
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
اين چـشـمها براي كه تـبخـير مـيشـود؟ اين حـلـقهها براي چه زنجـير ميشـود؟ پـيـراهــن مــحــرم مـــــن را بـيـاوريــد دارد زمـان هـيــأت من ديـر ميشـــــود با روضــه حـسـيـن نـفـس تـازه ميكـنـم وقتي هـوای شهر نـفـس گــيـر ميشـــود مـيآيــم از كـدورت و اشـك عــزای تـو سرچـشمه طـهـارت تـصـويـر مـيشــود من دسـتـمـال گريه خــود را نـشـســتهام چون آب هم به نـام تو تـطهـيـر مـيشود اشك تو تا هميشه جوان ميچـكد حسـين چشم من است اينكه چنين پـيـر ميشــود من تازه تـشـنه ميشـوم و گـريه مـيكنم وقتي زگــريـه چشم همه سير ميشــــود ايـمـان به دست مـعـجــزه غـم بـيـاوريـد پيغمبـری كـه بـاعـث تـكـفـيـر مـيشــود اين قـطـره نـيـست آيـنـه توسـت يا عـلی در اشك ما حـسين تو تـكـثـير ميشـــود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
چشم من محفل اشک و غم و اندوه و عزاست در حسینیۀ دل، هیئت عشق تـو به پـاست مَـحــرَم روضۀ تــو مُـحــرِم بیت الله است تا ابــد پرچـم ســرخ حــرمت قبـله نماست در شکــوه و شرف و مـرتبه و منــزلتـت جز خدایـی به خدا هر چه بگوئیم رواست هـمه ی هـسـتی خــود را بـه میان آوردی بی سبب نیست بهای تو وخون تو خداست «کـشـتـگــان غــم تو زنــدۀ جـاویـدانـند» بی گمان فـانـی عشق تو شدن عین بقاست دل بـریــدن، پـر ِ پرواز حسیـنـیّون است هرکه از خود گذرد درسفرکرب و بلاست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
دریا به چشم گریه کنانت چو شبنـم است یعنی که هرچه گریه برایت کنم، کم است شـکـر خـدا کــه با هــمـه نـاقــابـلـیــمـان اشکی برای عـرض ارادت فـراهـم است دیـوار کـعـبـه گـشت سیه پـوش داغ تــو یعنی تمـام سـال خـدا، چون مـحـرم است بـگــذار تا نـفـس بــزنـم در عـــزای تـو این آرزوی هرشب عیسی بن مریم است یک گوشه از تمامی شش گوشه ات حسین دارالشـفــای درد غــریـبــان عــالـم است پـنــدم بـداد پـیــر خـرابــات زیـن سـخـن هرکس که شد به عشق تو دلداد آدم است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
ای شهیـد سر جـدا، یا لـیـتـنـا کُـنـّا معک کــشــتـۀ راه خـــدا، یا لیـتـنا کُـنـّـا معک ای به موج خون زده در پیش چشم فاطمه زیر خنجر دست و پا، یا لیتنا کُنـّا معک ای که ازدریای خون تا خیمه گه زینب تو را ناله کرد و زد صدا، یا لیـتـنا کُنـّا معک آب، مهـر فـاطـمه، فرزند او را تشنه لب سر بریــدند از قـفـا، یا لیـتـنا کُـنـّا معک میهـمـان اهل کوفه بودی و سنـگت زدند در زمین کــربــلا، یـا لیـتـنا کُـنـّا معک مصحف خونین زهرائی و از سُّم ستـور پیــکـــرت شد توتیا، یا لیـتـنا کُنـّا معک ای سرت مهمان خولی ازچه دیگر ساربان کرده دستت را جـدا، یا لیـتـنا کُنـّا معک می رسد از قتـلگاهت تا قـیامت بر فـلک نــالــۀ واغـربــتـا، یـا لیـتـنا کُـنـّا مـعـک عترتت در یمه بود و خـیمه را آتش زدند از ره جور و جفت، یا لیـتـنا کُـنـّا معک دامن دردانه ات آتـش گـرفت و می دویـد در بیــابــان بـلا، یــا لیـتـنا کُـنـّا مـعـک هم توکعبه هم تو زمزم هم تومروه هم صفا هم تو مشعرهم منی، یا لیـتـنا کُـنـّا معک با دهان تشنه قـرآن خواندی و سنگت زدند بر فــراز نـیـزه هـا، یا لیـتـنا کُـنـّا معک کیست تا مُحرِم شود مثل تودرمیقات عـشق حّج خــون آرد بـجا، یا لیـتـنا کُـنـّا معک کو سلیمان تا ببیند میکنی در موج خـون دست و انگشتر عطا، یا لیـتـنا کُنا معک هــر کجا یاد تو کردم ای عزیـز فـاطـمه سـوختـم سر تا به پا، یا لیـتـنا کُنـّا معک میکند با اشک خود (میثم) جهنّم را خموش چون بگرید بر شما، یا لیـتـنا کُنـّا معک
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
بـاز هــم آب بــهـانه شـد و یـادت کــردم یادت افــتـادم و با گـریـه عـبـادت کـردم اشکها ریخـتـم و غـسل شـهـادت کـردم روضه خوانت شدم وعرض ارادت کردم تا بیفـتـد به من آن گـوشه نگاهت، آنگـاه "هـر که دارد هــوس کـربـبـلا بـسـمالله" حـرفی از کـربـبـلا شد که دلـم میلـرزد چشمم از اشک پُروعکس حرم میلرزد بـاز هـم مـرثـیـه در دست قـلـم میلـرزد کوه، هم شانهاش از وسعت غم میلرزد وقـت پـرواز شــد و بــاز شنـیـدم در راه "هـر که دارد هــوس کـربـبـلا بـسـمالله" کاروان رفت وزمان ازسفرت جا میماند آسمان خیره به چشمان تـرت جا میماند شهر از فیض نماز سـحـرت جـا میماند کعبه از گردش بر دور سرت جا میماند و تو گـفـتی که شـده راه سـعـادت کوتـاه "هـر که دارد هــوس کـربـبـلا بـسـمالله" همگی دور تو و خیمه که می شد تاریک با دو انگـشت تـو دیدند خـدا را نـزدیک جبرئیل آمد و میگفت به هر یک تبریک دست بیعت به تو دادند و شدند آن یاری که نیست در باورشان یک سر سوزن اکراه "هـر که دارد هــوس کـربـبـلا بـسـمالله" ناگـهـان حس غـریبانـهای آمـد به وجـود چشم ها بازشد و درپی یک کشف وشهود بوی سیب آمد و میخواند لـبم اذن ورود در همان لحظه که غیرازتو دگر هیچ نبود در و دیـوار حـسـیـنـیـه هـمـه شـد پُـر آه "هـر که دارد هــوس کـربـبـلا بـسـمالله"
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
غیر ازغم معشوق در عالم خبرى نیست جایی خبرى نیست که ازغم خبرى نیست پروانه پـرش سـوخت ولى آبـرویش شـد ما هم دلمان سوخته، این کم خبرى نیست دشـمـن نــتـوانـد غـمـت از دل بــزُدایـــد بـین غـم تـو از غـم عـالـم خـبـرى نیست من تــوبـه نـکـردم مـگـر از راه تـوســل بی نـام تـو از تــوبــه آدم خـبـرى نـیست گـفتـنـد درِ خــانه غــیـر تـو شـلوغ است گـفـتـند ولى رفـتـم و دیـدم خـبـرى نیست رزقِ همه اینجاست و رزّاق هم اینجاست والله درِ خــانــه ی حــاتــم خــبرى نیست ده مــاه هـمـه منـتـظـر مــاه تـو هـسـتـنـد در سال به جز مــاه محـرم خبـرى نیست عــمـامــه نـدارى و عـــبـا نـیــز نـدارى اى واى که از پیرهـنت هـم خبرى نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
تا گـریـه بر حسین تــمنای خلـقت است بـین من و تــمـام مـلائـك رقـابـت است نـزدیك می كـند دل ما را به هـم حسیــن این اشك روضه نیست، كه عقد اخوت است مقبول اگر شده ست نمازی كه خوانده ایم مهر قبــولیش به خدا مـهـر تربت است مـا از غــدیـر سیـنـه زن كـربـلا شـدیــم این دست های رو به خدا دست بیعت است پیـدا شـدیم هرچه در این راه گــم شدیـم یعنی فـقـط حـسیـن چـراغ هـدایت است از دخـل آبروی حـسیـن است خـرج مـا نوكر برای صاحبش اسباب زحمت است قرآن و منبر و دوسه خط روضۀ عطش ساعات خوب هفته همین چند ساعت است حالا كه بغض، بسته به من راه حرف را مقتل بخوان كه موقع ذكر مصیبت است افتاده بود روی زمیــن زیر دست و پــا شعرم تـمـام می شود اینجا روایت است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسین علیه السلام
ای ز داغ تو روان، خون به دل و دیدۀ حور بی تو عالم هـمه ماتمکـده تا نـفخه صور خاک بیزان به سر، اندر سر جسم تو بنات اشک ریزان به بر از سوگ تو، شعرای عبور ز تـماشای تـجـلاّی تـو مـدهـوش، کـلـیم ای سرت سـِّر انـا الله و سنان نـخلۀ طور دیده ها گو همه دریا شو و دریا، همه خون که پس از قتل تو منسوخ شد آئین سرور شمعِ انجم، همه گو اشگ عزا باش و بریز بهر ماتم زده، کاشانه چه ظلمات، چه نور پای در سـلسله سجّاد و به سر تاج، یزید خاک عالم به سرِ افسر و دیهیم و قصور دیر تـرسـا و سرِ سـبـط رسـول مــدنی؟ آه، اگر طعنه به قرآن زند انجیل و زبور جان فدای تو که از حالت جان بازی تو در طف ماریه از یاد بشد، شور و نشور قدسیان سر به گریبان به حجاب ملکوت حوریان دست به گیسوی، پریشان ز قصور گوش خضرا، هـمه پُر غلغلۀ دیو و پَری سطح غبرا، همه پُر ولولۀ وحش و طیور غرق دریای تحیّر ز لب خشک تو، نوح دست حسرت به دل از صبر تو، ایّوب صبور مـرتضی بـا دل افـروخته لا حول کـنان مصطفی با جگر سوخته، حیران و حصور کوفـیان دست بـه تاراج حرم کرده دراز آهوان حرم از واهمه، در شـیون و شور انـبیاء محو تـماشای و مـلائک، مـبهوت شمر، سرشار تمنّـا و تو سرگرم حضور
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
فـریـادی از غـوغـای تـو در بـام افـتـاد کـز پـــا تــوان سـرکـشـان شــام افـتــاد در خون سُرخت عاشقی مدهوش غلتـید در کـار عشقت، عـقـل بی فـرجام افتـاد تا از رگـانت جـوهـری مستـانـه جوشید شـوری در آهنـگِ غـریـب جـام افــتـاد صد کهکشان خورشید از چشم تو سوزد تا گـیتـی از چشمان تو خـون فـام افـتـاد شـوقـی دوبـاره از دمِ خـونـیـن نـبضـت در مـتـن سُــرخِ سـیـنه ی اسـلام افـتـاد بـا گـردش شـام تـو در انـدیـشـۀ چــرخ آوازه ی گـمـگـشـتـگـانـت، نــام افــتـاد خشکـیـده لبـهای افـق را کرد سـیـراب مشـک عـلـمـدارت اگـر نـا کـام افــتـاد بـا یــاد تـو از هـیـبـت بــانــوی پـیـغـام خـشـم نـجـیب حـیـدری در شـام افــتـاد چون از طواف کعـبه تا مقـصود رفـتی از قــامـت افــلاکــیــان احـــرام افــتـاد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
ای که از برق نگاهت، آسمان جان می گرفت آسمان از گردش چشم تو، فرمان می گرفت روز اوّل گر نمی کردی تو یاری عشق را بی تو مجنون می شد و راه بیابان می گرفت لعـل شیرین لبان تو، ز بس پُر شور بود خاتم پیغـمبران گلبوسـه از آن می گرفت محـو دیدار خدا می شد همه شب تا سحر هرکه درکانون عشقت درس ایمان می گرفت آفـریـن بـر مکتب ایـثـار و انسان ساز تو هرکه شاگرد تو می شد بوی انسان می گرفت این عجب نَبوَد، اگر خاکت به هر دردی دواست درد از دست توان بخش تو درمان می گرفت ای که با تو مـاجرای عـاشـقی آغـاز شد کی حدیث عشق و ایثار تو پایان می گرفت روز قحط آب و روز آتش و روز عطش آسمان کربـلا ای کـاش بـاران می گرفت گرامان می داد گلچین، بانوی صبر و یقین در کنار پـیکـر تو خـتم قـرآن می گرفت آه از آن ساعت که با شمشیر بیداد و ستم اهرمن خاتم زانگـشت سلیمان می گرفت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
ایـن اشـک هـا به پـای شما آتـشم زدنـد شـکـر خـدا بـــرای شـما آتــشــم زدنـد من جبـرئیـل سـوخـتـه بـالم، نگـاه کـن مـعـراج چـشــم هـای شـما آتـشـم زدنـد سـر تا به پا خَلیـل گـلستان نشیـن شـدم هـر جا که در عـزای شـما آتـشم زدنـد ازآن طرف مدینه وهیزم، ازاین طرف بــا داغ کــربـلای شـمـا آتــشـم زدنــد بُـردنـد روی نـیـزه دلم را وبعـد از آن یـک عـمــر در هـوای شما آتـشم زدنـد گفتم، کجاست خانۀ خــورشید شعله ور گــفـتـنـد: بــوریـای شــمـا آتـشم زدنـد دیـروزعصر تعـزیـه خـوانان شهرمان هـمـراه خـیـمه هــای شـما آتـشم زدنـد امروز نیز،«نیّر» و«عمان» و«محتشم» بـا شـعـر، در رثــای شما آتـشــم زدنـد تـا بـا خـبـر ز شـور نـیـستـانـی ام کنـند مـانــنـد نــیــنـوای شـمــا آتـشــم زدنــد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
آفـریـنـش ز غـبـار قـدم توسـت حـسـین آسـمـان سایـه نـشـیـن علم توست حسین کعبه وسعی و صفا حِلّ وحرم، رکن و مقام صُفّـه ای از حرم مـحتـرم توست حسین هرکجا عشق و کمال و عظمت دایره بست نـقـطـۀ دایـره نـوک قـلـم توست حسیــن نعـمتی را که خـداونـد از آن می پـرسـد دوستـی تو و یک از نِـعَـم توست حسین ذکر نـام تو کنم در همه جا، چون گویند هر کجـا نـام تـو آید حرم توست حسین اشک روز و شب ما، وقف تو ای کشته عشق گریه گرهست سزاوارغم توست حسین من نگریم به عزایت که بهـشتـم بـدهنـد ور بهشتم بـدهند از کــرم توست حسین گر خدا بگذرد از جرم دو عـالم به جزا یک جزای کَمِ اصحاب کم توست حسین بر سرافـرازی اسلام و برانـدازی کفـر قهرمان خواهرتو هم قـسم توست حسین آیه کهف که خواندی خبر پیروزی است سَرِ بر نـیزه بلـنـدت عَـلَـم توست حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
والشّمس چیست؟ جلوۀ روی تو یا حسین وا لـلـیـل آیـتی ست، ز موی تـو یا حسیـن سـرچـشـمۀ بقـاست به فـتـوای عـاشـقـان یـک جرعه از زلالِ سبوی تو یا حسـین تـو تـشنۀ جمـال خـدایـی و دوخـتـه است آب فـرات، چــشم به سـو ی تو یا حسین محراب شاهد است، که وقت نـماز عشق خـون گـلوست، آبِ وضـوی تو یا حسین کـرده اسـت لالـه زار، بــیـابـان دشـت را بـاغ کـرامت است، گـلـوی تو یا حسـیـن ای بهـتـرین شـقـایـقِ پـرپـر، هـنوز هــم آزادگی است، زنـده به بـوی تو یا حسین همچون دمِ مسـیـح، شفـا بخش عالم است گـرد و غبار و تربتِ کـوی تـو یا حسین از ابتدا ضریح تو شش گوشه داشته است هر گوشه، کعبه را به تماشا گذاشته است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
آفـریـدنـد تـو را، تا کـه مسیـحـا بـاشی عـزّت و عـاطـفه را مـظهر معنا باشی آفـریـدنـد تــو را، نـام نـهـادنـد حـسیـن تـا که جـانـسـوزترین واژۀ دنـیا باشی آفریدند تو را، محضِ سرافرازیِ عشق تا که دلـدار جـگـرگـوشۀ زهـرا بـاشی در کرم، اهـلِ کرم، پیش تو کم آوردند دیـگران قـطرۀ ناچیـز و تو دریـا باشی تو قـتـیـل العبـراتی عجـبـی نیست اگر کـشتــۀ چـشم تـرِ زیـنب کـبـری بـاشی بر سَرِ نیزه سرت رفت و تـلألؤ کردی مثل خورشیدی و زیباست که بالا باشی خیـزران خورده ترین قاری قـرآن خـدا طشتِ زر دیده ترین حضرت یحیی باشی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
رهنما و رهبر کامل حسین و زینب است عشق را آئین و سرمنزل حسین و زینب است کاتب طغرای ایمان هست زینب با حسین گلشن توحید را حاصل حسین و زینب است غیراین خواهر برادر کیست پرچمدار عشق عشق را ماضی و مستقبل حسین و زینب است کـشـتی اسـلام را مـنجی ز گـرداب بلا ناخدایی تا کشد ساحل حسین و زینب است در شهادت استوار و در اسارت پایدار پای بر جا، مجری کامل حسین و زینب است خون پی اثبات حق پیروز بر شمشیر شد متّحد در این عمل، عامل حسین و زینب است آنکه با صبر و شهادت تا ابد بر داشته پرده از اعمال هر باطل حسین و زینب است در منای نـیـنوا و عرصۀ عـشق و ولا بر حقیقت آنکه شد مقبل حسین و زینب است بر به ایـمـا و اشاره رازهای دلـخراش از سر نی جانب محمل حسین و زینب است وادی کـربـبـلا و مـجـلـس شــوم یـزیـد خطبه خوان و طایر بسمل حسین و زینب است بَردو شمع پرفُروغ دین «مجرّد» متکی است چون به محشر شافع سائل حسین و زینب است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح در شهادت امام حسین علیه السلام
قد بر افرازید یک عالم شجاعت پیش روست پرده بردارید صد آئینه حیرت پیش روست ای حـسـیـنی مشربان! در معـبد آزادگی تا نماز آرید! محراب عبادت پیش روست عقل می نالد، حریفان تیغ در خون شسته اند عشق می غرّد، نظرگاه شهادت پیش روست عقل می گوید که بال خسته را پرواز نیست عشق می بالد که اوجی بی نهایت پیش روست دوستی را پاس می دارم که در هُرم عطش سایه ساری در گذرگاه محبّت پیش روست سبز می مانم، که در حال و هوای رُستـنم تشنه می رویم، که باران طراوت پیش روست ای تـمام مهـربانی در نگـاهـت یا حسین با تو باید آشنا بودن که غربت پیش روست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
ای سکرِ آیه هات، به سَر مستـیِ صِدات ای چشم هات، معنی و لب هات آیـه هات در سـیـنــۀ تــو، مــعــجـزۀ جـاریِ ابــد در قـصۀ ازل، نَـفـَسـت نـفـخـۀ حـیـات ای نـیــزه هــا، ابـولـهبِ ســورۀ سَـرَت! ای خـونِ مـنـتشر شـده ات آیـۀ زکـات! ای نـامِ مُـسـتـعـارَت، قـرآنِ مـحکـمـات ای آفـتـاب، پـیـشِ تـو و سـایۀ تو مـات خـورشیـدِ ما، ملائـکـۀ مـا، چــراغ مـا! قـرآنِ نـاطـقِ شبِ مـا، کـشـتـی نجـات! بـشکـن نـمـازِ بـاطـلِ امـواجِ مُـــرده را مـا تشنـه ایـم، تـشنـۀ تـوفـانـی از فـرات لب باز کن، به لـهجه ی قرآن اذان بگو تا بگذریم، راکع و ساجد از این صراط آن روز، عشق را به چه نامی صدا زدی در خَـلسـۀ قـُنـوتت و در ذکـرِ ربّـنات؟ ای انعکاس امر به معروف وقت ظهـر هستـی به اقـتـدای تـو افـتـاد و کـائـنات ای آیـه ی مـقــدّس! ای ضـامـن نـمـاز! ای بـودنت بـه منـزلـۀ نـهی مـنـکـرات! بی شک به اعـتبار وجودِ شریفِ توست نـوری بـه مُمکنـات اگـر کرده الـتـفـات فـرداست بشـنویم که در صور می دمند یــا ایـهـا الــذیـن گــرفـتـارِ در لـُغـــات! قـرآنِ مـا سخـن گـفـت از جانب حجـاز خورشیـدِ ما بَـر آمد، قـد قـامَتِ الصّلات
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
ندیدم هرچه گشتم، کوچه کوچه ردّ پایت را چه میشد؟ کاش میشد! بشنوم من هم صدایت را قتیل قـبله، دردت را بـلا گردانِ دیـرینم چه میشد؟ کاش می شد! تا سپر باشم بلایت را ندیدم، با تمام چشم گشتم، چشم هایم کور تمام عـمر هم هرگز نخواهم دید، جایت را تورا روشن نخواهم دید، می دانم، ولی یک شب بیا در خواب من، شاید ببینم خیمه هایت را دعا کن پرده گوشم، بلرزد یک صدا، ناگاه خجالت می کشم، نشنیده ام بانگ رسایت را دعا کن قسمتم باشد، تماشایت شبی در خواب دعا تو، استجابت تو، اجابت کن دعایت را رقیّه، خیمۀ آتـش، سکینه، قاسم مجروح بگریَم وارثِ عصمت! کدامین ماجرایت را خدا درسوگ تو خورشید را ناگاه پنهان کرد کی ام من؟ تا بگریم، ای خدا را خون، عزایت را زبانم را به مدحت باز کردی، لطف کردی، آه ندیدم، کاش می شد! تا بـبینم کربلایت را
: امتیاز
|